کوتاه های بلند

شعر، داستان و هر کوتاهی دیگر

 
 
نویسنده : ب امامی - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢۸
 

پشت هر پنجره ای منظره ای هست

یک تپهء سبز

یک ردیف نردهء سفید

و یک جاده ای خاکی که از آن میگذرد

کنار آن نرده یک نفر ایستاده

با کلاهی بر سر

و لباسی تیره که هر دم باد آنرا

به سویی میکشد

و با دیدن تو میخواهد که به پیش بیاید اما

توان رفتن ندارد

و تو، به سادگی از آن میگذری

فارغ از اینکه مترسک هر دم

دور شدنت را مینگرد

ترانه مترسک سروده شده در آبان ۸۵


 
comment نظرات ()