کوتاه های بلند

شعر، داستان و هر کوتاهی دیگر

 
خونه تکونی
نویسنده : ب امامی - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٢۱
 
خونه رو تميز کردم
نيای هی شبنمِ‌گونه هات
بريزه رو گل قالی
هی راه بری غبار دوستت دارمت
بشينه رو ميز و صندلی
طنين خنده هات
پنجره رو کدر کنه
بخدا چند روز اسير شدم
مگه اين تُل خاطرات
از زمين جمع ميشد
صد بار حموم و دستشوئی رو شستم
تا رد پای يک حادثه پاک بشه.
 
comment نظرات ()