کوتاه های بلند

شعر، داستان و هر کوتاهی دیگر

 
دو کوتاهی و یک بلند
نویسنده : ب امامی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/۱۸
 


< بی نام >

با تپش تو دوباره ام
و از سنگینی سنگی
به پرواز پری می مانم در آسمان نگاهت



< پرواز نـــــــــــــــــــــــه >

هلهله ایی بر
چلچه ایی زمین مانده
راندند
بال و پرش گرفتند
که آواز نبیند
پرواز نشاید




<مرگ گل >

شب پر بود از بارش و نور
من ٬ اطاقم ٬ تاریکی
دور تسلسل باطلی بودیم
در این یکنواختی بیداری

بسترم پر بود از بارش و خاطره
دفتر و سیگار
و یک گل

یگانه گلی که از آن یورش ظالمانه بجا مانده
تنها طرف معامله است
معامله حرفها و گوشها
معامله ایی نچندان پایدار

تا مرگ گل راهی نیست
باید معامله کرد



 
comment نظرات ()