کوتاه های بلند

شعر، داستان و هر کوتاهی دیگر

 
< ميدان فردوسی >
نویسنده : ب امامی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/۱٩
 

ديشب با خداوندی در خيابان
قدم ميزديم و سیگار میکشیدیم
يکی به او دعا ميبرد
يکی ملامتشگرش
و دیگری تمنا ٬
اما به فردوسی که رسيديم
کار داشت
بايد ميرفت.

 
comment نظرات ()