چراغ قرمز گل فروشي

                                                                    

عابرين آنچنان از خيالش گذشتند
که حتی پلک هم نزد
و او ٬ در انتظار ســــرخی به سر ميبرد
تا به اشارتی ٬ مــــــريم با نان شب معاوضه کند.

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Marjan

برا اين پايينی چقدر وقت گذاشتی ؟ بين الاشيائ است ؟ دينام ، استخر ، عکس ، قايق ، پدال ، ... راستی به امام چه ؟ خيلی قشنگ بود . کيلو کيلو حال کردم . تو که اين قدر جالب کلمات رو به هم می دوزی چرا بازم اين جوری نمی نويسی ... حسوديم شــــــــــــــد ... بگم تا بعد يا نه ؟ نه نمی گم تا بعد

ژوکر

سلام اولين بار بود اومدم بلاگت می دونم پشت اين متن کوتاه يه عالمه حرف خوابيده آخه بعضی اوقات آدم اونقدر دلش پر و می خواد حرف بزنه که ترجيح می ده سکوت کنه شايد چون کسی که بشه باهاش درددل کردو پيدا نمی کنه (من که اينجوريم...)

Marjan

سلام . برای کمک به زلزله زدگان بم فردا جلوی در اصلی پارک ملت گردهم می آييم . اگر تونستی تو هم بيا . خوشحال می شم ببينمت ... تا بعد

bahar

salam..khob bod..moafagh abshi bye

تبور

زيبا بود دوست من ، موفق باشی

تبور

راستی ، ميدونستی اسم وبلاگامون خيلی به هم شبيه هستش ؟

seagull

سلام. هم اين شعر و هم شعر قبلی هر دو عالی بودند. برای شعر قبليتون هم همين الان يه يادداشت گذاشتم. تبريک ميگم بهتون و خوشحالم که وبلاگتون را ديدم.

samira

سلام با اجازه تون لینک دادم/سبز بمان/قشنگ مينويسی

komcholo

سلام خيلی خوشمل بود منم حاضرم يه شاخه مريم و با شام عوض کنم