< طعم تلخ خداحافظی >


ای کاش پاهایم آنقدر بلند بود
که با همه شما راه می رفتم

ای کاش دستانم آنقدر دراز بود
که تمامی انسانها را بغل می کردم

ای کاش لبان آنقدر بزرگ بود
که آدمی را يک بوسه می دادم

و ای کاش ...
ای کاش ٬ دلم آنقدر گنده بود
که با تو خداحافظی می کردم

/ 4 نظر / 8 بازدید
رعنا

سلام من برگشتم خوبي چه خبر مامان خوبه بابا خوبه ؟؟؟؟؟؟ دلمان برايتان تنگ شده بود

باران

چرا خداحافظی؟ هميشه سلام... ممنون به من سر زدی. موفق باشی.

leila

سلام همچين هم کوچيک نيستی

talaa

چوب لای حرفهایم نکن !! بهار هم که بیاید آب از آب تکان نمی خورد ... درشت ترین کلمه ی بهار فقط شکوفه است !! چه احمقانه !! تو به این می گویی قسمت ؟! : « مهتاب را که بتکانی از لای پریشانی ؛ مژه می زند ستاره ی پیشانی » نه .. نه ... همیشه روشنایی چراغ به قیمت آتش زدن فتیله هاست ... من هم بهتر است کمی لوبیای سحرآمیز بکارم ؛ تا جای این همه کلمه درخت بروید و اسمش را بگذارم : " کاریکلماتور حادثه ای در تو که از ماست که بر ماست " !! .