درخت پلاک ۸


اونروزها پلاک ۸ درخت توت داشت
و ما بچه ها بعد از فوتبال
با دستهای کثيف
توت ميخورديم

امروز کارگران شهرداری با اره اونو قطع کردند
خشک شده بود
بچه ها دورشون جمع شده بودند
با شاخه هاش بازی میکردند
و من...
ای کاش میتونستم
گریه کنم


دفتر دوم / اردیبهشت ۱۳۷۳


/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
FATEMEH

درخته حتما جاش تو بهشته ! گريه نكنيا !!

مريم

اونروز كه قرار بلاگر ها بود من هم اون جا بودم .اگه تو هم بودي كه مي شناسمت.واسه درخت هم گريه نكن موضوع از اين مهم تر هم براي گريه هست.

علي يزداني

ای کاش درختی باشم/تا همه تنهايان/ازمن پنجره ای کنند/و تمشا کننددرمن/کاش دلتنگی شان را..... زنده ياد سلمان هراتی

nima

رفيق بهراد ... تو قامت بلند تمنايی ای درخت!!!

نیما عابد

سلام آغاز هفته.شرمنده که کار جديدی ندارم تا دعوتتان کنم:)

shirin

توت با دست کثيف حما خيلی حال ميده! ممنون که سر زدی ولی من ديگه اونجا نمينويسم رفتم تو بلاگ اسکاي

leila

يه درخت توت که بکاری . پسرت هم ميتونه تجربه کنه لحظه‌ رو .

solmaz

من هم با شما گريه ميکنم...يه چيزی نوشتم که خيلی خوشحال مشم اگه نظر بدی. فداي تو . بای