روی ریل

نرده ها پایین می آیند ٬ مرد می ایستد ٬ دستی میکشد ٬ داد میزند ٬ زن گریه میکند ٬ قطار رد میشود ٬ صدای مرد در زوزه قطار گم میشود ٬ زن ... گریه میکند ٬ قطار میرود ٬ نرده ها بالا میروند ٬ مرد بازهم نمیرود ٬ داد میزند ٬ زن ... گریه میکند ٬ ماشینها بوق میزنند ٬ فحش میدهند ٬ مرد پیاده میشود کتش را در می آورد ٬ قفل عصایی از زیر صندلی اش بر میدارد ٬ راننده کامیون چاقو می کشد ٬ مردم جلویش را میگیرند ٬ زن ... جیغ میزند ٬ کار بالا میگیرد ٬ نرده ها پایین می آیند ٬ مرد عربده میکشد ٬ زن ... می ایستد ٬ قطار ممتد سوت میزند ٬ سوزن بان بیرون میدود ٬ قطار می ایستد ٬ ترن بان تو سرش میزند ٬ مسافرین بیرون میریزند ٬ همه میدوند ٬ راننده کامیون چاقویش را می اندازد ٬ مرد مبهوت می ایستد ٬ تکه های زن را بیرون میکشند ٬ مسافرین سوار میشوند ٬ قطار میرود ٬ سوزنبان نرده ها رو بالا میدهد ٬ ماشینها میروند ٬ مرد می ایستد .

/ 3 نظر / 11 بازدید
زهرا

سلام بار اولی که اينجا می ايم نوشته جالبی بود در عين کوتاهی پر از صدا و حرف بود .خوشحال می شوم اگه به من هم سر بزنی .

زهرا

بازم منم .مرسی از تعريفت . ان شعر هم مال سعدی بود .

Marjan

سلام..زنه اين قدر جيغ کشيد تا اين مردها کشتنش ...راستی منم جديد از اون ور آب اوردم يه سر بزن:)...تا بعد...