خونه تکونی

خونه رو تميز کردم
نيای هی شبنمِ‌گونه هات
بريزه رو گل قالی
هی راه بری غبار دوستت دارمت
بشينه رو ميز و صندلی
طنين خنده هات
پنجره رو کدر کنه
بخدا چند روز اسير شدم
مگه اين تُل خاطرات
از زمين جمع ميشد
صد بار حموم و دستشوئی رو شستم
تا رد پای يک حادثه پاک بشه.

/ 6 نظر / 8 بازدید
ghazanfar fabe behrad

بابا صد بار گفتم ميريد خونه همديگه آشگال نريزيد ٬ آشگــــــالا ٬ حالا بريد هی آشگال بکنيد اينجا و اونجا ٬ الان مجسمه صددام و ميکشن پايين پس فردام مال تو رو ٬ برو آشگال نباش تا نکشنت پايين ٬ بعدشم مردمت نرقصن و سربازهای ايمريکايی و بوس نکنن ٬ حالا برو بگو اينا همش دروغه ٬ هنوز خبر موثق به دستمون نرسيده ٬ کنتور که نميندازه ٬ بگو ٬ سوم از اون اونهمه خبر و ميخوای تکذيب کنی ٬ آدمـــــــــــــــی ؟ نه بخدا نيستی ٬ برو خوب باش ٬ آدم بد ٬ برو آدم باش ٬ حيوون . ( با کسی نيستم به کسی بر نخوره با خودمم که گاط زدم ) مچکرم .

ليلا

حادثه؟ بايد قشنگتر نگاهش کنی.نه؟

amoo_shebly

سلام. سال نو مبارکببخشيد که اينقدر دير اومدم مسافرت بودم.خيلی خوب بود.در پناه حق.

هدي1

دوستت دارم قشنگترين جمله دنياست...نه يه غبار...شعر واقعا قشنگی بود...

Marjan

جیـــــــــــــــــــــغ... دعـــــــــــــــــــــــــوا ....شـــــــــــــــــک...شعرت هم قشنگ بود ولی حالا خواهشا اين دفه حموم دستشويی رو نشور...تا بعد

رعنا

اين ديگه معركه بود كلي باهاش همذات پنداري كردم ميدوني يكي گفته بود (هدي رو ميگم)دوست دارم غبار نيس ولي من ميدونم تو چي ميگي دوست دارم گاهي مثل غباره مياد و سطحو ميگيره و پاكم نميشه راستي از غضنفر خبر داري؟ نيس