سنگ سرد سنگک

ساده بود
ساده زيست
و
خشخاشی مُـرد
شاطر محلمون

مثل سنگک ساده
۵۰ تومنی
بدون سنگ
ساده بود

اما
خشخاش مرگش
۱۰۰ تومنی
دو رو
با سنگ

تنور زندگيش سرد شد
مثل نون ۳ ساعت پخته
سرد سرد سرد

دخلش خالی بود
مثل دلش
بدون حرف
بدون پیش

خشخاش تدفینش
همه رو تو صف نونوایی
گیج کرده بود
پخت جمعه اش انگاری
دیر کرده بود.


دفتر سوم / بهمن ۷۵




/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

......چی بگم.....عالی بود....

Marjan

ممنون ... تلخ بود... تا بعد

هدي1

نميدونم... تعبيرايی که استفاده کرده بودی عالی بودن... يه چيز نو.

دريا

لذت بردم و ارزوي موفقيت برات دارم. از معدود وبلاگايي كه حرفاي خوبي براي گفتن داره.

دريا

لذت بردم و آرزوي موفقيت برات دارم. از معدود وبلاگاييه كه حرفاي باارزشي براي گفتن داره.

aria

سلام هنوز اين نوشته را کامل نکرده بودم که مهمانم شدی مهربان حالا کامل شده . منت گذار بر من و اکنون به نقد و نظری ياريم کن. توانت افزون عزتت جاويد.

داستان‌گو

من از بابت لينك داستان‌گو كه در صفحه‌اتان گذاشته‌ايد بسيار سپاس‌گزارم/.

پرند

سلام سلام به تو دوست عزيز اينارو خودم مينويسم واسه دل خودم اينجا هم که می نويسم می خوام گفته باشم منم يه غم دارم که واسه قديم هستش ولی ول نمی کنه منو نمی دونم هر چی می خوام يه چيز ديگه بنويسم کمتر اجازه می ده اميد وارم هميشه آسمان شبهات مهتابی مهتابی باشه وهميشه مثل سحر زيبا و زيباتر بنويسي باب اینجا نظر دادن رو می خواد شرمنده شدیم از شلوغی ایجا ممنون که بهم سر زدی